لغت نامه دهخدا
تنام. [ ت َ م ] ( ع مص ) افزون شدن و بسیار شدن. ( ناظم الاطباء ). || خفتن. ( ناظم الاطباء ).
تنام. [ ت َ م ] ( ع مص ) افزون شدن و بسیار شدن. ( ناظم الاطباء ). || خفتن. ( ناظم الاطباء ).
افزون شدن و بسیار شدن یا خفتن.
تنام یک منطقهٔ مسکونی در عمان است که در استان ظاهره واقع شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اما و اللّه لو لا خوف واش و عین للخلیفة لا تنام
💡 گفت پیغامبر که عینای تنام لا ینام قلبی عن رب الانام