تلو تلو
مترادفها
لرزان، متزلزل
فرهنگ معین
(تِ تِ ) (اِمر. ) حرکت به چپ و راست مانند راه رفتن اشخاص مست.
فرهنگ فارسی
( اسم ) حرکت بچپ و راست مانند راه رفتن اشخاص مست.
جمله سازی با تلو تلو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سندرز سالهای آخر دچار بیماری زوال عقل، ضعف شدید در سلامتی شده بود و در آخرین فیلمهایش، به دلیل از دست دادن تعادل، به شدت تلو تلو میخورد. بر اساس بیوگرافی آرون، او یک سکته کوچک نیز داشت. سندرز نمیتوانست افول چشمانداز سلامتی خود و نیاز به کمک دیگران در انجام کارهای روزمرهٔ خود را تحمل کند و عمیقاً از این وضعیت افسرده شده بود.
💡 شب صبح شده بود اما هنوز هوا تاريك بود، پيامبر اكرم (ص ) به ديدار اصحاب صفه آمده بودند، حضرت نگاهى به اصحاب انداخت، در آن ميان چشمشان به يك جوانى افتاد،جوان يك حالت غير عادى داشت تلو تلو مى خورد.
💡 مرد مست پس از پیادهروی طولانی در خیابانهای تاریک شهر، به دلیل عدم تعادل، مدام تلو تلو میخورد و به نظر میرسید که هر لحظه ممکن است از پای بیفتد.
💡 کودک خردسالی که تازه یاد گرفتن راه رفتن را شروع کرده بود، با قدمهایی نامطمئن و به صورت تلو تلو، تلاش میکرد تا به سمت مادرش حرکت کند.
💡 در اثر فشار زیاد و کمخوابی طولانیمدت، او چنان حالت سرگیجه داشت که هنگام ایستادن به صورت تلو تلو حرکت میکرد و توانایی کنترل بدن خود را نداشت.