تلاشان

مترادف‌ها

تلاش آن‌ها، کوشش آن‌ها

متضادها

تنبلی، بی‌کاری

لغت نامه دهخدا

تلاشان. [ ت َ ] ( اِخ ) مرغزاری است بزرگ در صفاهان. ( برهان ). بزرگترین مرغزاری از مرغزارهای اسپاهان. ( فرهنگ رشیدی ) ( از انجمن آرا ) ( از آنندراج ).

جمله سازی با تلاشان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تاملی‌که جهان چیده سعی هرزه تلاشان بر ابتدا تک و تاز و بر انتها نرسیدن

💡 گرد ما مقصد تلاشان تا کجا گیرد قرار نامه‌ها هرسو به بال سعی بسمل برده‌اند

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران