لغت نامه دهخدا
تفت دادن. [ ت َ دَ ] ( ع مص ) کمی در تابه برشته کردن. کمی سرخ کردن. بی روغن و آبی حرارت دادن به چیزی، در ظرفی برآتش نهاده. در آشپزی بودادن چنانکه آرد حلوا را در تابه. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
تفت دادن. [ ت َ دَ ] ( ع مص ) کمی در تابه برشته کردن. کمی سرخ کردن. بی روغن و آبی حرارت دادن به چیزی، در ظرفی برآتش نهاده. در آشپزی بودادن چنانکه آرد حلوا را در تابه. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
( مصدر ) تفت دادن گوشت و مانند آن. کمی حرارت دادن تا رنگ آنها بگردد حرارت دادن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کارگران فلزکاری به چند دلیل از گدازآور یا فلاکس در گدازگری استفاده میکنند، که اصلیترین آنها کاتالیز واکنشهای مورد نظر و اتصال شیمیایی به ناخالصیهای ناخواسته یا محصولات واکنش است. برای این منظور اغلب از اکسید کلسیم به شکل آهک استفاده میشد، زیرا اکسید کلسیم میتواند با دیاکسید کربن و دیاکسید گوگرد تولید شده در حین تفت دادن و گدازگری واکنش نشان دهد و آنها را از محیط کار دور نگه دارد.
💡 تفت دادن گوشت و سبزیجات در روغن و سپس پختن آرام آنها در مقدار کمی آب را تفتآبپزی میگویند.
💡 تف یا تفت دادن یک روش پختوپز مواد غذایی است که با استفاده از مقدار کمی روغن یا چربی در یک ظرف کم عمق (تابه) روی حرارت نسبتاً بالا انجام می شود. مواد تشکیل دهنده معمولاً به قطعات کوچک به منظور تسهیل پختوپز سریع برش داده می شوند. مواد غذایی سرخ شده به این روش در عین سرخ شدن، بافت، رطوبت و عطر و طعم خود را حفظ می کنند.