تعازی

لغت نامه دهخدا

تعازی. [ ت َ ] ( ع مص ) همدیگر را بصیر فرمودن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || ( اِ ) ج ِ تعزیه: از قضای حقوق و قیام به مراسم تهانی و تعازی دامن درکشید. ( ترجمه تاریخ یمینی چ اول تهران ص 434 ). رجوع به تعزیه شود.

جمله سازی با تعازی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به هر دو قدم لاجرم ره سپردند به گاه تعازی و وقت تعانی

ارغوان یعنی چه؟
ارغوان یعنی چه؟
گیتی یعنی چه؟
گیتی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز