تعازی
مترادفها
تسلیت، عزاداری
متضادها
تبریک، شادی
لغت نامه دهخدا
تعازی. [ ت َ ] ( ع مص ) همدیگر را بصیر فرمودن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || ( اِ ) ج ِ تعزیه: از قضای حقوق و قیام به مراسم تهانی و تعازی دامن درکشید. ( ترجمه تاریخ یمینی چ اول تهران ص 434 ). رجوع به تعزیه شود.
جمله سازی با تعازی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به هر دو قدم لاجرم ره سپردند به گاه تعازی و وقت تعانی
💡 در فرهنگ ایرانی، مراسم تعازی و تسلیت تنها یک وظیفه اجتماعی نیست، بلکه راهی برای همدردی عمیق با خانوادههای داغدیده در لحظات سخت است.
💡 حضور در جلسات تعازی به معنای حمایت روحی از بازماندگان و تقویت پیوندهای انسانی در میان اعضای جامعه و محلههای مختلف شهر میباشد.
💡 سنتهای مربوط به تعازی در بسیاری از مناطق ایران، نشاندهنده ریشههای عمیق مذهبی و اخلاقی در برخورد با مرگ و سوگواری است.