تصفیف

لغت نامه دهخدا

تصفیف. [ت َ ] ( ع مص ) رسته کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). به صف ایستادن و ایستاده کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به صف شود.

فرهنگ فارسی

رسته کردنبه صف ایستادن و ایستاده کردن

جمله سازی با تصفیف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بیرون ز شمار مخزن گنج چون تصفیف بیوت شطرنج

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
زردوست یعنی چه؟
زردوست یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز