تسرر
مترادفها
شاد شدن، خشنود شدن
لغت نامه دهخدا
تسرر. [ ت َ س َرْ رُ ] ( ع مص ) سریه گرفتن کسی را. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( ازمتن اللغة ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ): تسرر فلان؛ اتخذ سریة و یقال تسری ایضاً علی الابدال... ( اقرب الموارد ). || بزنی گرفتن مردی مالدار و لئیم دختری را، یا بزنی گرفتن دختری بی چیز را بخاطر شرافت نسب او. ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ). || شکافته شدن جامه. ( از متن اللغة )( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ): تسررالثوب؛ تشقق.
جمله سازی با تسرر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حماسه داوید ساسونی یا ساسنا تسرر بر مبنای جنگهای میان اعراب و ارمنیان در سدههای میانه، نگاشته شدهاست. نخستین حمله اعراب به ارمنستان در سال ۶۴۰ میلادی در زمان عمر بن خطاب، خلیفه دوم، اتفاق افتاد. اعراب برای دومین بار در سال ۶۴۵ میلادی، به ارمنستان حمله بردند. حمله دوم در زمان خلیفه سوم، عثمان بن عفان بود. در این زمان سپاهیان عرب دست به کشتار زدند و ویرانیهای بسیاری به بار آوردند. سپس در زمان خلیفه هارون الرشید، اخذ مالیات شکل غارت آشکار به خود گرفت و سختگیریهای مذهبی که گه گاه پیش میآمد زمینههایی برای شورش پدید آورد. بدین ترتیب به دو سده ارمنیان تحت سیطره اعراب باقی ماندند. از سال ۸۴۸ میلادی قیام ارمنیان در مقابل اعراب وارد مرحله جدیدی شد.