لغت نامه دهخدا
تست کردن. [ ت ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) امتحان کردن، آزمایش کردن. رجوع به تِست در همین لغت نامه شود.
تست کردن. [ ت ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) امتحان کردن، آزمایش کردن. رجوع به تِست در همین لغت نامه شود.
امتحان کردن آزمایش کردن
💡 هدف از تست نرمافزار کاهش فاصله زمانی آشکار سازی خطاهای کدنویسی است. در بسیاری از مواقع، تست ساخت بلااستفاده پس از نوشتن کد اولیه صورت میپذیرد. در راستای این هدف معمولاً مهندس نرمافزار، از دو روش تست کردن استفاده میکند: تست واحد و تست مجتع.
💡 موقع تست کردن بلوک اگر بازیکن یک بلوک دیگر را کج کند تا بخواهد از بلوکی که به آن دست زده است انصراف بدهد باید اول آن بلوک را به حالت اولیّه برگردانده و بعد بازی را ادامه دهد