یج

لغت نامه دهخدا

یج. [ ی َ ] ( اِ ) جزء درونی رخسار. ( ناظم الاطباء ). اما این کلمه دگرگون شده کلمه «بج » است. رجوع به بج شود.
یج. [ ی َ ] ( اِخ ) دهی است از توابع سه هزار مازندران. ( سفرنامه رابینو، بخش انگلیسی ص 107 و ترجمه فارسی ص 145 ).

فرهنگ فارسی

جزئ درونی رخسار اما این کلمه دگرگون شده کلمه بج است

جمله سازی با یج

💡 اکتیج کلا از واژه آکت یا آکِت + یج + کلا تشکیل شده است و معنی آن آبادی آکتی ها می باشد. یج در مازندرانی پسوند تعلق مکانیست مثل یوشیج که به معنی اهل یوش است

اعتلا یعنی چه؟
اعتلا یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز