تراشیدنی
مترادفها
تراشپذیر
لغت نامه دهخدا
تراشیدنی. [ ت َ دَ ] ( ص لیاقت ) لایق و قابل تراشیدن. آنچه باید تراشیده شود. رجوع به تراشیدن شود.
فرهنگ فارسی
لایق و قابل تراشیدن آنچه که باید تراشیده شود.
جمله سازی با تراشیدنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ضایعات کوچک را میتوان با کوتر برقی درمان کرد. ضایعات بزرگتر را میتوان با الکترودسیکاسیون و کورِت، برداشت تراشیدنی، یا کرایو درمان کرد. در صورتی که برداشت کراتوز سبورئیک به درستی انجام شود، معمولاً اسکار زیادی بر جای نمیماند، مگر در افرادی که پوست تیره دارند. کرایو نیز روشی درمانی است که در آن ضایعات کراتوز سبورئیک با نیتروژن مایع منجمد میشود.
💡 مجسمهساز با دقت بسیار زیادی به دنبال یافتن بهترین سنگ تراشیدنی بود تا بتواند اثر هنری خود را از سنگهای مرمر بسازد.
💡 برخی از انواع چوبهای خاص در صنایع هنری بسیار محبوب هستند زیرا بافت آنها بسیار نرم و برای کارهای ظریف تراشیدنی است.
💡 برای ساخت این مدلهای کوچک و پیچیده، باید از مواد اولیه بسیار نرم و تراشیدنی استفاده کرد تا دقت کار حفظ شود.