تخم گذار

لغت نامه دهخدا

تخم گذار. [ ت ُ گ ُ ] ( نف مرکب ) که تخم نهد. مقابل زاینده. صفت جانورانی که تخم گذارند. مقابل زنده زا: [ گویچه های سرخ خون ] در مهره داران تخم گذار، بیضی شکل و دارای هسته اند. ( جانورشناسی عمومی تألیف فاطمی ص 188 ).

فرهنگ عمید

جانوری که تخم بگذارد و به وسیلۀ تخم تولیدمثل کند.

فرهنگ فارسی

( صفت اسم ) جانوری که تولید مثلش بوسیل. تخم است.

جمله سازی با تخم گذار

💡 سسک جنگلی پرنده‌ای است که در مناطق باز و آزاد زندگی می‌کند اما در کل در جنگل‌های تنک درختان راش و بلوط و به منظوری تخم گذاری مناسب زندگی می‌کند.

💡 این پرنده مابین ماه‌های مه و ژوئیه جفت یابی می‌کند، و موسم جفت‌گیری و تخم گذاری آغاز می‌کند. پرنده ماده ۵ تا ۶ تخم می‌گذارد و هر دو نر و ماده به نوبت روی تخم‌ها و در لانه‌ای که روی زمین در میان بوته‌ها ساخته‌اند می‌خوابند. جوجه‌ها بعد ۱۴ تا ۱۶ روز از تخم بیرون می‌آیند.

💡 در زمان تخم گذاری ملکه با فشار میزان اسپرم مورد نیاز برای بارور نمودن تخم‌ها را از اسپرماتکا خارج می‌کند.

💡 تترای خط‌سرخ یک ماهی اجتماعی صلح‌جو است. آنها یکی از بهترین گزینه‌ها برای آکواریوم‌های پلنت می‌باشند. بهتر است در گروه‌های ۶ تا ۸ تایی نگهداری شوند. دمای مورد نیاز ۲۳ تا ۲۸ درجه سانتیگراد است. آنها به صورت پراکنده تخم گذاری می‌کنند و به تخم‌ها و بچه‌های خود اهمیت نمی‌دهند.

💡 این حیوان مانند نوک اردکی، یک پستاندار تخم گذار است و به بچه‌های خود شیر میدهد.

💡 این خانواده دارای ۹۴ گونه می‌باشداز جمله یکنوع آن در افغانستان زیست می‌نماید. این حیوان تخم گذار‌اند. این گونه مارمولک دارای طول زیاد مانند مار می‌باشند.

اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
دپارتمان یعنی چه؟
دپارتمان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز