لغت نامه دهخدا
تحویلداری. [ ت َح ْ ] ( حامص مرکب ) شغل کسی که نقدو یا جنس به او سپرده شده است. ( ناظم الاطباء ). عمل تحویلدار. || خزانه داری. ( ناظم الاطباء ).
تحویلداری. [ ت َح ْ ] ( حامص مرکب ) شغل کسی که نقدو یا جنس به او سپرده شده است. ( ناظم الاطباء ). عمل تحویلدار. || خزانه داری. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خانه تحویلداری مربوط به دوره قاجار است و در شهرستان لنگرود، محله قدیمی شلمان، مجاور مسجد قدیمی آن واقع شده و این اثر در تاریخ ۲ آبان ۱۳۸۳ با شمارهٔ ثبت ۱۰۵۹۴ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 از آغاز پایهگذاری تاکنون علاوه بر فعالیتهای آموزشی، فعالیتهای پژوهشی بصورت نشر کتابهای تخصصی و نیز مقالههای علمی پژوهشی و بینالمللی متعددی به چاپ رسیده است. اعضاء هیئت علمی شامل ۱۰ تن با مرتبه استادی، ۱۰ نفر با مرتبه دانشیاری، ۲۲ تن با مرتبه استادیاری و ۱۳ تن با مرتبه مربی میباشد. هماکنون دکتر کامبیز تحویلداری ریاست دانشکده را بر عهده دارد.