باد خوان

لغت نامه دهخدا

بادخوان. [ خوا / خا ] ( اِ مرکب ) کنایه از مردم هرزه گوی و خوش آمدگوی باشد. ( برهان ) ( غیاث ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). کنایه از مردم هرزه گوی و خوش آمدگوی و متملق. ( انجمن آرا ). بادفروش. بادپران. بادخان. بادپر. || معرف را نیز گویند.( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). معرف که بادفروش نیز گویند. رجوع به بادپران، بادفروش، بادخان و بادپر شود. || جای گذار باد در فراز و نشیب، اعنی بادگیر. ( صحاح الفرس ). خانه ای را گویند که بادگیر داشته باشد که باد در آن درآید. ( آنندراج ). رجوع به بادپروا، بادخن، بادخان و بادگیر شود:
برگذار حمله او بوقبیس
توده خاکی شمر در بادخوان.اثیر اخسیکتی ( از آنندراج: بادپروا ).

فرهنگ فارسی

کنایه از مردم هرزه گوی

جمله سازی با باد خوان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اسب او را باد خوان وکوه دان از بهر آنک کوه شکلی بادپای و بادپایی‌ کُه‌کَن است

💡 خوشتر از روزان شبان داج تاج الملک باد خوان دانش را مکان دراج تاج الملک باد

💡 برای من، این باد رنگین، چه بافی که بستوهم از عشوه باد خوان‌ها

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز