تحویف

لغت نامه دهخدا

تحویف. [ ت َح ْ ] ( ع مص ) گردانیدن چیزی را بر کناره. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). بر حافة [ گاو خرمن کوبی که بر کناره باشد ] قراردادن چیزی را. ( از قطر المحیط ) ( از اقرب الموارد ). || تحویف وسمی مکان را؛ گرد گرفتن علف وسمی جای را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). || تغییر دادن چنانکه آمده است: و سلط علیهم طاعون یُحَوّف القلوب؛ ای یغیرهاعن التوکل و یدعوها الی الهرب منه. ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). و یروی یَحوف کیقول. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

گردانیدن چیزی را بر کناره یا تغییر دادن.

جمله سازی با تحویف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خواهم ار بوسه ای زنم به لبت ترک چشم توام کند تحویف

نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز