لغت نامه دهخدا
تباه روز. [ ت َ ] ( ص مرکب ) تیره روز. بدبخت. کسی که روزگارش تباه باشد. رجوع به تباه شود.
تباه روز. [ ت َ ] ( ص مرکب ) تیره روز. بدبخت. کسی که روزگارش تباه باشد. رجوع به تباه شود.
( صفت ) کسی که روزگارش تباه باشد تیره روز.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شد مهر چاشتگاه چو شمع سحر تباه روز هزار سوخته کوکب سیاه شد
💡 حال تو از خال سیاهان تباه روز تو از مشک عذاران سیاه