لغت نامه دهخدا
تاکیس. ( اِخ ) قلعه ای در مرزهای بلاد روم است که سیف الدوله در آنجا غزا کرد. ابوالعباس صفری گوید:
فما عصمت تاکیس ُ طالب عصمة
و لاطمرت مطموة شخص هارب.( معجم البلدان چ بیروت ج 2 جزء 5 ص 7 ).
تاکیس. ( اِخ ) قلعه ای در مرزهای بلاد روم است که سیف الدوله در آنجا غزا کرد. ابوالعباس صفری گوید:
فما عصمت تاکیس ُ طالب عصمة
و لاطمرت مطموة شخص هارب.( معجم البلدان چ بیروت ج 2 جزء 5 ص 7 ).
قلعه در مرزهای بلاد روم است که سیف الدوله در آنجا غزا کرد ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 براساس صحبتهای تاکیس فوتوپولیس اندیشمند سیاسی، دنبالهرو یکی از نمونههای فوقالعاده از نیاز ذهنی برای دنبالهروی و معمولی بودن بر اساس معیارهای اجتماعی است.
💡 تاکیس لمونیس (یونانی: Τάκης Λεμονής؛ زادهٔ ۱۳ ژانویهٔ ۱۹۶۰) بازیکن فوتبال بازنشسته و سرمربی کنونی اهل یونان است.
💡 تاکیس فیساس (یونانی: Τάκης Φύσσας؛ زادهٔ ۱۲ ژوئن ۱۹۷۳) یک بازیکن فوتبال اهل یونان است.