تافته جگر
لغت نامه دهخدا
تافته جگر. [ ت َ / ت ِ ج ِ گ َ ] ( ص مرکب ) کنایه از عاشق است. ( برهان ) ( آنندراج ). عاشق. ( ناظم الاطباء ). || کسی را گویند که علت دق داشته باشد. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
کنایه از عاشق است عاشق ٠
جمله سازی با تافته جگر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تا در دل تو آتش بیداد برفروخت از تف او شدست مرا تافته جگر
💡 مادر با دیدن فرزند کوچک خود که با شیطنت در حال بازی بود، لبخند زد و او را تافته جگر خود و عزیزترین داراییاش خطاب کرد.
💡 او در تمام سالهای سختی که پشت سر گذاشت، تنها امید و تافته جگرش که فرزندش بود، به او انگیزه ادامه دادن در مسیر زندگی میداد.
💡 هر پدری برای محافظت از تافته جگر خود در برابر آسیبهای دنیای پرخطر، تمام توان و تلاش خود را به کار میگیرد تا او را بزرگ کند.