لغت نامه دهخدا
گرم دل. [ گ َ دِ ] ( ص مرکب ) کنایه از عاشق سوخته. ( آنندراج ). در برهان بصورت جمع گرم دلان آمده است. عاشقان و دلسوختگان. || قوی دل. پشت گرم:
تسکین جان گرم دلان را کنیم سرد
چون دم برآوریم بدامان صبحگاه.خاقانی.چونکه نعمان بدین طلبکاری
گرم دل شد ز نار سمناری...نظامی.