تازه کاری

مترادف‌ها

تازگی، نو بودن

لغت نامه دهخدا

تازه کاری. [ زَ / زِ ] ( حامص مرکب ) تازه کردن کار باغ و جز آن. ( آنندراج ). نوسازی. تجدید کردن چیزی:
کند داغ کهن را تازه کاری
عجب فصلیست فصل نوبهاران.باقر کاشی ( از آنندراج ).بیا تا دگر تازه کاری کنیم
رخ عیش را غازه کاری کنیم.ظهوری ( ایضاً ).

فرهنگ فارسی

تازه کردن کاری نو سازی تجدید.

جمله سازی با تازه کاری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سوهان کاپور(سلمان خان) بازیگر تازه کاری است که سودای ستاره شدن دارد اما وقتی تهیه‌کننده و کارگردان فیلم می فهمند که او همسر دارد از او می خواهند تا این موضوع را پنهان کند و سوهان همین کار را می‌کند و می‌خواهد تا پیا(پریتی زینتا) خود را همسر او معرفی نکند. پس از مدتی فیلم اکران می‌شود و شکست تجاری می خورد از طرفی همسرش او را ترک می‌کند پس از یک سال نامه همسرش که پیا نام دارد به او می رسد که به خاطر طلاق درخواست ۵ میلیون روپیه می‌کند اما سوهان این پول را ندارد.

💡 یو ریونگ (مون گیون یانگ) پلیس تازه کاری است که برای یافتن خواهر دوقلوی گمشده خود که مبتلا به اوتیسم است، این شغل را انتخاب کرده اما بخاطر حس عدالت جویی زیادی که دارد معمولا با رفتارهای تند و تیزش قوائد را رعایت نکرده و مرتب خودش را به دردسر می‌اندازد. او با گو جی سوک (کیم سون هو) رییس پاسگاه آشنا می‌شود. گو جی سوک سعی می‌کند ضمن برطرف کردن خرابکاری‌های یو ریونگ با او نیز همکاری کند …

💡 او به دلیل تازه کاری در این شرکت بزرگ، هنوز با برخی از نرم‌افزارهای پیچیده و سیستم‌های مدیریتی که شرکت استفاده می‌کند، کاملاً آشنایی ندارد.

💡 نباید از او انتظار داشت که در اولین روز کاری تمام پروژه‌ها را به درستی انجام دهد، زیرا تازه کاری است و نیاز به آموزش دارد.

💡 با وجود تازه کاری، او با اشتیاق فراوان تمام نکات فنی را یاد می‌گیرد و تلاش می‌کند تا در کوتاه‌ترین زمان ممکن به تیم کمک کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران