تارعنکبوتی

لغت نامه دهخدا

تارعنکبوتی. [ ع َ ک َ ] ( اِ مرکب ) قسمی آفت پنبه.

فرهنگ فارسی

قسمی آفت پنبه.

فرهنگستان زبان و ادب

{arachnoid, arachnose} [زیست شناسی- علوم گیاهی] ویژگی نوعی کرک پوش پوشیده از کرک هایی که با هم تشکیل توده ای به شکل تارعنکبوت می دهند

ویکی واژه

ویژگی نوعی کرک‌پوش پوشیده از کرک‌هایی که با هم تشکیل توده‌ای به شکل تارعنکبوت می‌دهند.

جمله سازی با تارعنکبوتی

💡 خلأها می‌توانند فوق‌العاده بزرگ باشند و صدها میلیون سال نوری را در بر بگیرند. آنها کاملاً خالی نیستند، بلکه تعدادی کهکشان و ماده در آنها وجود دارد. شکل آنها نامنظم است و آنها بخشی از ساختار کیهانی وسیع و تارعنکبوتی جهان را تشکیل می‌دهند.