لغت نامه دهخدا
بیستگان. ( ص مرکب ) بیست بیست. ( یادداشت مؤلف ). به دسته های بیست تائی. بیست تا بیست تا: لشکر از جهت نان و خان دمان دهگان و بیستگان در گریختن آمدند. ( راحةالصدور راوندی ).
بیستگان. ( ص مرکب ) بیست بیست. ( یادداشت مؤلف ). به دسته های بیست تائی. بیست تا بیست تا: لشکر از جهت نان و خان دمان دهگان و بیستگان در گریختن آمدند. ( راحةالصدور راوندی ).
بیست بیست ٠ به دسته های بیست تائی ٠ بیست تا بیست تا ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تپه و چنار، محلی زیبا در میان شالیزارهای بیستگان است و همچنین چنار بسیار کهنی در محلۀ کله مسیح وجود دارد که مردم در روز سیزدهم فروردین هر سال در اطراف آن گرد می آیند. تفریح گاه محلۀ کله مسیح و پارک جزیره از باصفاترین و زیباترین نقاط شهرستان لنجان است که در حاشیه زاینده رود قرار گرفته و محل مناسبی برای استراحت و تفریح خانوادههاست.
💡 شهر زایندهرود مشتمل بر پنج محله به نامهای باباشیخعلی، بیستگان، بهجت آباد، کَلّه مسیح و کَلّه مسلمان است که البته این محلات در اصل پنج روستای جدا از هم بوده و در سال ۱۳۸۰ بهم پیوسته و یک شهر را تشکیل دادهاند.
💡 یکی را ز بن بیستگانی نبخشی یکی را دوباره دهی بیستگانی