بیدار هوش

لغت نامه دهخدا

بیدارهوش. ( ص مرکب ) هشیار. آگاه. کسی که همیشه متنبه باشد و دارای غفلت نبود. ( ناظم الاطباء ):
جهاندیده پیران بیدارهوش
چو گفتار گویند کردند گوش.نظامی.سخنهای سقراط بیدارهوش
پسند آمدی مرزبان را بگوش.نظامی.همان بیند آن مرد بیدارهوش
که دیگر کس از خواب و خواب از سروش.نظامی.

فرهنگ فارسی

هشیار ٠ آگاه ٠ کسیکه همیشه متنبه باشد و دارای غفلت نبود ٠

جمله سازی با بیدار هوش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز من مگسل امروز توش مرا نگه دار بیدار هوش مرا

💡 الا ای خردمن بیدار هوش بدین نغز گفتار من دار گوش

💡 بفرمود کردن به در بر خروش که هر کس که دارید بیدار هوش

💡 همان بیند آن مرد بیدار هوش که دیگر کس از خواب و خواب از سروش

💡 همچو گربه باشد او بیدار هوش دزد در سوراخ ماند، همچو موش

💡 سخن‌های سقراطِ بیدار هوش پسند آمدی مر زبان را به گوش

اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز