بی چونی

لغت نامه دهخدا

بی چونی. ( حامص مرکب ) بی نظیری و بی مثالی و بی همتایی. ( ناظم الاطباء ). بی مانندی. بی همتایی. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ عمید

بی مانندی، بی مانند بودن.

جمله سازی با بی چونی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این دیو بدنژاد مرا یارب چو نان کنی بحرمت بی چونی

💡 رستیم ز چند و چون، رفتیم ز خود بیرون در عالم بی چونی چندی سفرم آمد

💡 مرا گویی چو گم گردی مرا جوی چو بی چونی تو آخر چونت جویم

💡 ای عشق که با هزار چون بی چونی از هر چه گمان برند ازان بیرونی

💡 ای در عالم عیان تر از هر چه عیان در بی چونی نهان تر از هر چه نهان

💡 جانم از سطوت بی چونی تو بی چون بود دور ماندم ز تو در چون و چرا افتادم

زن یعنی چه؟
زن یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز