فرهنگ معین
(کِّ ) (عا. ) ۱ - تکه. ۲ - هر چیز درخور و مناسب.
(کِّ ) (عا. ) ۱ - تکه. ۲ - هر چیز درخور و مناسب.
(عامیانه): تکه. هر چیز درخور و مناسب. تکلیف این چند تیکه اسباب معلوم شود. «جمالزاده»
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفتیکه بگویم که چه درمان بودت؟ صبر احسنت اگرم صبر ببودی سره بودی
💡 از درد نشان مده که در جان تو نیست بگذر ز ولایتیکه آن زان تو نیست
💡 رفتار نهادهای امنیتی اعتراض برخی از شخصیتهای شناخته شده جناج راست را نیز در پی داشت. از جمله احمدی توکلی از عنوان «جنایت» برای اقداماتیکه توسط انصار حزبالله و پلیس در کوی دانشگاه تهران انجام شد استفاده کرد.
💡 بعد از اون آلبوم هر تیکه شعری که مینوشتم عصبانی و عصبانی تر میشدم. بیشترش بخاطر بازخوردی بود که از بقیه دریافت میکردم.
💡 آستیکه به معنیی وداباور (به سانسکریت: आस्तिक)، و ناستیکه به معنیی وداناباور (به سانسکریت: नास्तिक)، در هندوئیسم، مفاهیمیاند که برای دستهبندیی مکاتب و پیروان این آیین کاربرد میشوند.
💡 گفتیکه تو در خواب ببینی رخ من باز گردیده شبی باز غنودی سره بودی