بی وقر

لغت نامه دهخدا

بی وقر. [ وَ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + وقر ) بی اعتبار و بی تمکین. ( آنندراج ). بی اعتبار. ( ناظم الاطباء ). || سبک. جلف. ( ناظم الاطباء ). بی وقار. و رجوع به وقر شود.

فرهنگ فارسی

بی اعتبار و بی تمکین ٠ بی اعتبار ٠ یا سبک ٠ جلف ٠

جمله سازی با بی وقر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کند تحمل بسیار مرد را بی وقر کمان چو تن به کشیدن دهد کباده شود

💡 پیری که ز اسباب وقارست بشر را مپسند که بی وقر شود از سبب تو

هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز