بی مرحمت
مترادفها
بیرحم، بیمهربان، سنگدل، بیعاطفه
متضادها
مهربان، با مروت، بخشنده
لغت نامه دهخدا
بی مرحمت. [م َ ح َ م َ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + مرحمت ) نامهربان. ( ناظم الاطباء ). بی لطف. بی شفقت. و رجوع به مرحمت شود.
فرهنگ فارسی
نامهربان. بی لطف. بی شفقت.
جمله سازی با بی مرحمت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دلبر مگر به عاشق دشنام داد ور نی بی مرحمت کسی را چندین دعا که گوید