بی قیدی

لغت نامه دهخدا

بی قیدی. [ ق َ / ق ِ ] ( حامص مرکب ) لاقیدی. لاابالیگری. اطلاق. فراغت. خلاعت. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به قید شود.

فرهنگ فارسی

لاابالیگری لاقیدی.

جمله سازی با بی قیدی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو آتش نرم کرده بند بندش ز بی قیدی به قید زه فکندش

💡 سرایت می کند در عالمی بی قیدی عالم که از گمراهی رهبر جهان گمراه می گردد

💡 دل تسبیح ز بی قیدی من سوراخ است دست چون در کمر رشته زنار زنم؟

میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز