بی غایت

مترادف‌ها

بی‌انتها، بی‌کران، بی‌پایان

متضادها

محدود، دارای پایان، معین

لغت نامه دهخدا

بی غایت. [ ی َ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + غایت ) بی پایان. بی نهایت. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) || بسیار. ( ناظم الاطباء ). رجوع به غایت شود.

فرهنگ فارسی

بی پایان. بی نهایت. یا بسیار.

جمله سازی با بی غایت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 عشق را جلوه هاست بی غایت هر دو عالم ازو نمودارست

💡 مسمی جز یکی نبود اگر اسما است بی غایت چنین باید که بشناسی رموز علم الاسمأ

💡 جمال بیحد و مهر و وفای بی غایت کمال صورت و معنی جدا جدا دارد

💡 زیبایی مناظر کوهستانی در هنگام طلوع خورشید بسیار بی غایت و خیره‌کننده بود، به طوری که هر بیننده‌ای را مسحور خود می‌کرد.

💡 تلاش او برای یادگیری زبان‌های جدید بی غایت بود و هر روز ساعت‌های طولانی را صرف مطالعه و تمرین در این زمینه می‌کرد.

💡 در دنیای دیجیتال امروز، گسترش تکنولوژی و اطلاعات به شکلی بی غایت در حال انجام است که زندگی انسان‌ها را کاملاً تغییر داده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران