لغت نامه دهخدا
بی رهنمای. [ رَ ن ِ / ن ُ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + رهنمای ) رجوع به بی رهنما و رهنما و رهنمای شود.
بی رهنمای. [ رَ ن ِ / ن ُ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + رهنمای ) رجوع به بی رهنما و رهنما و رهنمای شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بپوشید جاماسب توزی قبای ………. فرود آمد از کوه بی رهنمای