بی طبع

لغت نامه دهخدا

بی طبع. [ طَ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + طبع ) فاقد نیرو و استعداد. بی قریحه:
عجب از طبع هوسناک منت می آید
من خود از مردم بی طبع عجب میمانم.سعدی.رجوع به طبع شود.

فرهنگ فارسی

فاقد نیرو و استعداد ٠ بی قریحه

جمله سازی با بی طبع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 میخواست سخن ز دست بی طبعان داد دادم باشارت خرد داد سخن

کوپان یعنی چه؟
کوپان یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز