بی شبان

لغت نامه دهخدا

بی شبان. [ ش َ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + شبان ) بی چوپان. بدون نگهبان گله. بی پاسبان رمه:
مرو از پس این رمه بی شبان
ز هرهایهایی چو اشتر مرم.ناصرخسرو.رجوع به شبان شود.

فرهنگ فارسی

بی چوپان ٠ بدون نگهبان گله ٠ بی پاسبان رمه ٠

جمله سازی با بی شبان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تو مرا چون بره دیدی بی شبان تو گمان بردی ندارم پاسبان

💡 شد اندر گله، گرگ یاغی یله گله بی شبان شد، شبان بی گله

💡 جهان بود رمه ای بی شبان، اگر نبود نگاهبان جهان پاسبان درویشی

💡 رمه بی شبان پایداری ندارد جهان چون رمه هست و تو چون شبانی

💡 چو افکنده شد خسرو بی همال رمه بی شبان گشت و شد پایمال

💡 دارد خلایق از رمه بی شبان نشان تیمار دار این رمه بی شبان توئی

مکانیزم یعنی چه؟
مکانیزم یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز