بی بر

لغت نامه دهخدا

بی بر. [ بی ب َ ] ( ص مرکب ) بی ثمر. بی بار. رجوع به بر شود. || ( اِ مرکب ) سپستان. ( از الفاظ الادویه ). گیاهی است که از آن ترشی اندازند. ( یادداشت بخط مؤلف ). فلفل سبز ( لهجه قزوین ).

فرهنگ عمید

ویژگی چیزی که میوه نمی دهد، بی میوه.

فرهنگ فارسی

( صفت ) بی ثمر بی میوه بدون حاصل: درخت بی بر.

فرهنگستان زبان و ادب

{acarpous, acarpic} [کشاورزی- علوم باغبانی] ویژگی گیاهی که نازا است

جمله سازی با بی بر

💡 هم بی بر و باری نبود عاقبت الامر در باغ جهان هر که بر آورد نهالی

💡 ز انقلاب جهان بی بران نمی لرزند که هرچه میوه ندارد نمی فشانندش

💡 خوشا آندل که از غم بهره‌ور بی بر آندل وای کز غم بی‌خبر بی

💡 مردم همان ز سایه ما فیض می برند مانند سرو و بید اگر بی بر آمدیم

💡 چو افتاد آن نهال تازه و تر صنم خود بود شاخ سبز بی بر

💡 هیچ خودبین، از خدا خرسند نیست شاخ بی بر، در خور پیوند نیست

دارک یعنی چه؟
دارک یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز