بوی کلک

لغت نامه دهخدا

بوی کلک. [ ک َ ل َ ] ( اِ مرکب ) میوه ای است مغزدار که آنرا بترکی چتلاقوچ گویند. ( برهان ). همان بوکلک است که مغز آنرا خورند و بترکی چتلاقوچ گویند. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). بوی کلک و میوه ٔدرخت بنه. ( ناظم الاطباء ). بن. حبةالخضراء. بطم. چتلاقوش. مشغلةالبطالین. ( یادداشت بخط مؤلف ). بن کوهی است که پوست نر آن برکنند و چون تخمه و امثال آن بشکنند و مغزش بخورند. ( یادداشت بخط مؤلف ):
نخور این انجکک و بوی کلک بی حاصل
تا به ریش خود و یاران نکنی تف بسیار.بسحاق اطعمه.رجوع به بوکلک شود.

فرهنگ فارسی

میوه ایست مغزدار که آنرا بترکی چتلاقوچ گویند.

جمله سازی با بوی کلک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دان که من بنده به بوی کلک عنبرپاش تو آن به غیرت ابرها را اشک پاشان داشته

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز