لغت نامه دهخدا
بونواس. [ ن ُ ] ( اِخ ) رجوع به ابونواس شود.
بونواس. [ ن ُ ] ( اِخ ) رجوع به ابونواس شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از چشمه بونواس مگر آب نخوردی ما عاشقِ آن ساعدِ سقّای دمشقیم
💡 شاها ز فیض مدح سراییت، کلک من نی می کند به ناخن افکار بونواس
💡 کلک معجز نگار چون گیرم نی به ناموس بونواس کنم