لغت نامه دهخدا
بولاد. ( اِ ) بولاذ. ریش تراش. ( از دزی ج 1 ص 130 ).
بولاد. ( اِ ) بولاذ. ریش تراش. ( از دزی ج 1 ص 130 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 امین بولاد (به عربی: أمين بولاد) (؟ - ۱۸۷۱م) کشیش، نویسنده و پژوهشگر ادبی-تاریخی سوری در سدهٔ نوزدهم میلادی بود. در دمشق زاده شد و رهبانیت گزید و به مقام کشیشی رسید. پس از حوادث سال ۱۸۶۰م به بیروت کوچید و همانجا درگذشت. راشد سوریة اثر اوست.
💡 با کشیدن مفصلهای بین پانلها، قیافهٔ کابلهای انعطافپذیر بولادی نگهدارنده، دگرگون میشود و در نتیجه همهٔ صفحه را به صورت یک سطح جابهجا شونده (متحرک) درمیآورد و آن را به عنوان یک آنتن سهموی به سوی مسیر دلخواه در آسمان تنظیم میکند.
💡 بول یا بُل در زبان ترکی بهمعنی فراوان یا غنی و دی در تالشی بهمعنی ده یا روستا است و معنای کامل بولادی روستای غنی یا دهکده فراوانی است. علت نامگذاری بزرگ بودن و پرجمعیت بودن این روستا از دوران قدیم و محصولات کشاورزی گوناگون و فراوان آن است.