بوسیدنی

لغت نامه دهخدا

بوسیدنی. [ دَ ] ( ص لیاقت ) درخور بوسیدن. لایق بوسیدن.

فرهنگ فارسی

در خور بوسیدن. لایق بوسیدن

جمله سازی با بوسیدنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چه پرسی کز لبت وقت قدح نوشی چه می خواهم همین بوسیدنی چون مست تر گردی مکیدن هم

💡 ز سنگ آستانش چون لبم بوسیدنی خواهد رقیب او ز بی‌سنگی به رویم سنگ دربندد

💡 چه شود گر ترا درین یک بیع دست بوسیدنی زیان باشد

💡 تا به‌کی دزدد تری یارب خط پیشانی‌ام خشک شد این لب به امید زمین بوسیدنی

💡 دوست می دارند صائب عاشقان اغیار را دست و پای باغبان بوی گل بوسیدنی است

💡 چه شود گر ترا در این یک بیع دست بوسیدنی زیان باشد

نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز