فرهنگ عمید
۱. بوبرداشته.
۲. بدبو.
۳. گندیده.
۱. بوبرداشته.
۲. بدبو.
۳. گندیده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر تو بو می نبری بوی کن اجزای مرا بو گرفتهست دل و جان من از عنبرشان
💡 را از خاك خشكيدهاى كه از گل تيره رنگ بد بو گرفته شده مى آفرينم ) (و اذقال ربك للملائكة انى خالق بشرا من صلصال من حماء مسنون ).
💡 گلهاش که رنگ و بو گرفته ست از عارض و زلف او گرفته ست