بهمدان

لغت نامه دهخدا

بهمدان. [ ب َ م َ ] ( ضمیر مبهم ) فلان و بهمان و بیسار، از کلمات و اسماء مهمله است. رجوع به بهمان شود.

فرهنگ فارسی

فلان و بهمان و بیسار از کلمات و اسمائ مهمله است ٠

جمله سازی با بهمدان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بهمدان گشسب آن زمان گفت باز که‌ای گشته اندر نشیب وفراز

💡 من رهین رشوه ی او نیستم امّا حکیم خود نگوید که فلان یا بهمدان کرد آسمان

💡 شهر تاریخی بهمدان با داشتن آثار باستانی و موزه‌های بسیار ارزشمند، هر ساله پذیرای تعداد زیادی از گردشگران داخلی و خارجی از سراسر جهان است.

💡 سفر به شهر بهمدان و بازدید از غار علیشاه و قلعه‌های قدیمی، تجربه‌ای بسیار جذاب و متفاوت برای تمامی علاقه‌مندان به تاریخ و باستان‌شناسی خواهد بود.

💡 بسیاری از متخصصان باستان‌شناسی معتقدند که شهر بهمدان یکی از قدیمی‌ترین سکونتگاه‌های انسانی در منطقه است که تاریخچه‌ای بسیار غنی و پر از شکوه دارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران