لغت نامه دهخدا
بهتری یافتن. [ ب ِ ت َ ت َ ] ( مص مرکب ) به شدن. بهبودی یافتن: چون یعقوب بهتری یافت، مهدی مردی علوی به وی داد و گفت این را بکش. ( مجمل التواریخ و القصص ).
بهتری یافتن. [ ب ِ ت َ ت َ ] ( مص مرکب ) به شدن. بهبودی یافتن: چون یعقوب بهتری یافت، مهدی مردی علوی به وی داد و گفت این را بکش. ( مجمل التواریخ و القصص ).
به شدن. بهبودی یافتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نباید سر از حکم او تافتن که نتوان ازو بهتری یافتن