بنگاشتن

مترادف‌ها

نهادن، قرار دادن، گذاشتن

متضادها

برداشتن، جدا کردن

لغت نامه دهخدا

بنگاشتن. [ ب ِ ت َ ] ( مص ) نقش کردن. رجوع به نگاشتن شود.

فرهنگ فارسی

نقش کردن ٠

جمله سازی با بنگاشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 نقش چین باید ز سینه محو کرد صورت مهر و وفا بنگاشتن

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران