بن گوش

لغت نامه دهخدا

بن گوش. [ ب ُ ن ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) زیر نرمه گوش باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). || فرایاد. بخاطر. درگوش: هرچه رسول اﷲ ( ص ) در حق علی گفته بود بنصوصیت و عصمت او همه صحابه را در بن گوش و پیش دیده بودی. ( کتاب النقض ص 350 ).
- از بن گوش؛ کنایه از اطاعت و انقیاد و صدق وادب باشد. ( از برهان ) ( از آنندراج ) ( از شرفنامه منیری ). کنایه از اطاعت و انقیاد. ( انجمن آرا ). کنایه از اطاعت و انقیاد و دقت. ( از ناظم الاطباء ):
سمن کز خواجگی بر گل زدی دوش
غلام آن بناگوش از بن گوش.نظامی.اندر طلبت به جان بکوشم
و آن گاه اطاعت از بن گوش.سعدی.|| سخن شنیدن. ( برهان ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) نرم. گوش. یا از بن گوش. ۱ - با کمال اطاعت انقیاد. ۲ - با ادب تمام.

جمله سازی با بن گوش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 می کشی خرقه پشمینه به دوش می نهی گوشه فش در بن گوش

💡 کسی نتافت ازو سر چو زلفش از بن گوش سیاه روی درآمد فتاد و در پایش

💡 ستون سیم کردش حلقه در گوش فکند این در ز نظمش در بن گوش

💡 عمری‌ست چو گردون به‌ کمند خم تسلیم زه در بن گوش که کشیده است کمانم

💡 کمان ابروی مشکین کشیده تا بن گوش گشاده بر هدف جان عاشقان ناوک

💡 مخورانده که همه کار به کام تو شود شادی آید ز بن گوش غلام تو شود

چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز