لغت نامه دهخدا
بلگه. [ ب َ گ َ / گ ِ ] ( اِ ) برگه. زردآلو و هلوی دو نیم شده و هسته در آورده و خشک کرده شده. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به برگه شود.
بلگه. [ ب َ گ َ / گ ِ ] ( اِ ) برگه. زردآلو و هلوی دو نیم شده و هسته در آورده و خشک کرده شده. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به برگه شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تپه بویوک مربوط به سدههای اولیه دورانهای تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان خدابنده، بخش مرکزی، روستای بلگه شیر واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۰ خرداد ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۸۹۲۱ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 بلگه شیر، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان خدابنده در استان زنجان ایران است.
💡 از چنگ خران باز خرم زانکه درین شهر شاعر به جوی کس نخرد بلگه بکاهی