بلطف

لغت نامه دهخدا

بلطف. [ ب ِ ل ُ ف ِ ] ( حرف اضافه مرکب ) ( از: ب + لطف ِ ) و همیشه مضاف واقع میشود مانند بلطف اﷲ یا بلطف پروردگار؛ یعنی بتوفیق و همراهی خدا، و بلطف شما؛ بهمراهی و مهربانی شما. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

همیشه مضاف واقع میشود مانند بلطف الله یا بلطف پروردگار یعنی بتوفیق و همراهی خدا و بلطف شما بهمراهی و مهربانی شما

جمله سازی با بلطف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زر گر فطرت بلطف صنع خود اظهار کرد قصر زمرد اساس در ورق زر گرفت

💡 بیا که شد چمن از آب ابرو آتش گل بلطف عارض ترکان عنبرین کاکل

💡 بلطف طبع ز روی کرم مرا بستود از آنکه طبع کرم از کرم بیاساید

💡 مادری کن مر یتیمان را بپرورشان بلطف خواجگی کن سائلان را طمعشان گردان وفا

💡 اگر بلطف بخوانی وگر بجور برانی تو پادشاهی و ما بنده توایم، تو دانی

💡 کردم بلطف خضر چو ظلمات و هم طی دیدم که هست چشمهٔ آب بقا دلم

نشانه یعنی چه؟
نشانه یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز