بلا پرورده
لغت نامه دهخدا
بلاپرورده. [ ب َ پ َ وَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) بلاپرورد. رجوع به بلاپروردشود. || از اسماء عاشق است. ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
بلا پرورد ٠ یا از اسمائ عاشق است
جمله سازی با بلا پرورده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بلا پرورده ای باید که دارش در بغل گیرد اناالحق گفت اگر منصور لاف امتیازست این