لغت نامه دهخدا
بعیث. [ ب َ ] ( ع ص ) فرستاده. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). مبعوث. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). و رجوع به مبعوث شود.
بعیث. [ ب َ ] ( ع ص ) فرستاده. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). مبعوث. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). و رجوع به مبعوث شود.
فرستاده ٠ مبعوث ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طبری از دژ نام برده، و نوشته است که محمد بن بعیث در ۲۲۰ق به دژی در میان این دریاچه که شاهی نامیده میشد، رفت.