لغت نامه دهخدا
بسنجیدن. [ ب َ / ب ِ س َ دَ ] ( مص ) پرده کشیدن. || پنهان کردن از نظر. || آماده کردن و حاضر کردن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به سنجیدن شود.
بسنجیدن. [ ب َ / ب ِ س َ دَ ] ( مص ) پرده کشیدن. || پنهان کردن از نظر. || آماده کردن و حاضر کردن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به سنجیدن شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شه از ره شناسان بپرسید راز بسنجیدن کار و ترتیب ساز