خاطر اسودن

لغت نامه دهخدا

( خاطر آسودن ) خاطر آسودن. [ طِ دَ ] ( مص مرکب ) راضی کردن و تسکین دادن و ساکن نمودن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

( خاطر آسودن ) راضی کردن و تسکین دادن و ساکن نمودن

جمله سازی با خاطر اسودن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خاطره حاتمی (زاده ۲۴ شهریور ۱۳۶۲)زنجان بازیگر ایرانی سینما و تلویزیون است. وی با بازی در مجموعهٔ تلویزیونی فقط به خاطر تو به شهرت رسید.

💡 هنگامی که بافت بخشی از بدن به خاطر فقدان خون‌رسانی بمیرد قانقاریا رخ می‌دهد. مرض قند یا سختی رگ نیز می‌تواند باعث سیاه‌مردگی شود.

💡 95- ولى آنها هرگز به خاطر اعمال بدى كه پيش از خود فرستاده اند آرزوى مردننخواهند كرد و خداوند از ستمگران آگاه است.

💡 ای که به دیده نم ز تست وی که به سینه غم ز تست نازش غم که هم ز تست خاطر شاد می‌دهد

💡 کمر در خدمتت بستند یاران روز و شب عمری تو هم یک شب برای خاطر یاران کمر بگشا

💡 غبار خاطر مقصد شود سعی فضول اینجا ندارد هیچ کوشش اجر سعی کامل ما را

حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز