بس پراکنده
مترادفها
بسیار پراکنده، متفرق
متضادها
جمعشده، منسجم
فرهنگستان زبان و ادب
{polydisperse} [شیمی، مهندسی بسپار] ویژگی بسپاری که مولکول های آن وزن های مولکولی متفاوت دارند
جمله سازی با بس پراکنده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ما ندانستیم ما را عفو کن بس پراکنده که رفت از ما سخن
💡 بس پراکنده و پریشانم ره فراکار خود نمی دانیم
💡 اطلاعات بهدست آمده از منابع مختلف بسیار بس پراکنده بودند و جمعآوری آنها برای رسیدن به یک نتیجه کلی و علمی، بسیار دشوار و زمانبر بود.
💡 شواهد موجود در محل حادثه بسیار بس پراکنده بودند، به طوری که تیم بازرسی برای کنار هم قرار دادن قطعات، ساعتها تلاش بی وقفه انجام دادند.
💡 نظرات منتشر شده در میان مردم درباره تغییرات اقتصادی اخیر بسیار بس پراکنده بود و هیچ اجماع یا نظر واحدی در میان گروههای مختلف جامعه دیده نمیشد.