لغت نامه دهخدا
بزرگ نامی. [ ب ُ زُ ] ( حامص مرکب ) شهرت. نام آوری:
بزرگ نامی جوید همی و نام بزرگ
نهاده نیست بکوی و فکنده نیست بدر.فرخی.
بزرگ نامی. [ ب ُ زُ ] ( حامص مرکب ) شهرت. نام آوری:
بزرگ نامی جوید همی و نام بزرگ
نهاده نیست بکوی و فکنده نیست بدر.فرخی.
شهرت نام آوری.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بازی بزرگ نامی است که به رقابتهای سیاسی و نظامی دو امپراتوری استعماریبریتانیا و روسیهٔ تزاری در آسیای مرکزی داده شدهاست. این رقابتها تقریباً در تمام سدهٔ ۱۹ میلادی تداوم داشت. علاوه بر کشورهای واقع در آسیای مرکزی، مجموع این رقابتها تأثیرات مستقیمی بر کشورهایی چون ایران قاجاری، هند بریتانیا و منطقهٔ تبت داشتهاست.
💡 بزرگ نامی جوید همی و نام بزرگ نهاده نیست بکوی و فکنده نیست بدر