لغت نامه دهخدا
برینک. [ ب ُ ن َ ] ( اِ مصغر ) برینه. قاچ. ( یادداشت دهخدا ). بُرین. رجوع به برین و برینه شود.
برینک. [ ب ُ ن َ ] ( اِ مصغر ) برینه. قاچ. ( یادداشت دهخدا ). بُرین. رجوع به برین و برینه شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این فیلم تا حدودی بر اساس تجربیات زندگی واقعی هیوود تی کرکلند است که داستان واقعی او در کتاب (خونها: تاریخ شفاهی جنگ ویتنام) نوشته کهنه سربازان سیاه اثر والاس تری شرح داده شدهاست. شخصیتهای خاصی از این فیلم بر اساس آشنایان واقعی کرکلند هستند که پس از ارتکاب دزدی در فیسپینت مدتی را در زندان گذراندند. این فیلم همچنین بر اساس چندین حادثه مربوط به ارتش آزادیبخش سیاهان، به ویژه سرقت کامیون زرهی برینک میباشد.
💡 دنش برینکی در ۲۵ ژوئن ۱۹۴۴، در سن ۷۲ سالگی درگذشت.